تبليغاتX
شهداد خبر - ما بچه شهدادیم

شهداد خبر

عباس تقی زاده

شهدادخبر-عباس تقی زاده

پنج شنبه گذشته آقاي محمد لطيف كار در وبلاگ شخصي شان "يادنوشت"مطلبي را با عنوان

 "بچه های شهداد" منتشر كردند كه متن زير در پاسخ به آن مطلب آورده شده است البته وقتي شروع به نوشتن كردم درد دل من هم باز شد هرچند شايد نيمي از آنچه را نوشته بودم حذف كردم وآنچه ماند تقديم مي شود به ايشان وخوانندگان يزرگوار

شهدادي ام شهدادي ام

اهل  همين آبادي ام

 فرزند درياي شن ام

عريان ولي پوشيده ام

خورشيد را بوسيده ام

مهتاب راهم ديده ام

اهل  همين آبادي ام

شهدادي ام شهدادي ام

با بادهايش باليده ام

با نخل هاش روييده ام

طوفاني ام توفنده ام

من لوتي ام كلوتي ام

 آدم در برابر برخي ابراز محبت ها مي ماند كه چه واكنشي نشان دهد احساسي از شرم وسكوت وجودم را پر كرد وقتي متن "بچه هاي شهداد"را در وبلاگ "يادنوشت"به قلم استاد بزرگوار "آقاي محمد لطيف كار "خواندم كه بچه هاي شهداد وحقير را بخاطر نوشتن براي شهداد وزنده نگه داشتن وطنمان در مطبوعات وخبرگزاري ها مورد لطف وتشويق قرار داده بودند . اينكه تلاش بچه هاي شهدادديده مي شود ودر قبال آن اظهار نظر تشويق آميز هم ميشود جاي بسيار خوشوقتي است وتلاش مي كنم پيام محبت آميز ايشان را به بچه هاي شهداد منتقل كنم .با سپاس ويژه از آقاي لطيف كار از طرف خود وديگر بچه هاي شهداد به چند موضوع به طور فهرست واراشاره مي كنم

پيش شماره –آقاي لطيف كار از اينكه بچه هاي شهداد- وبويژه با ذكر نام حقير- رامورد لطف خود قرارداديد بسيارمتشكرم جادارد بنده نيز تشكر ويژه اي داشته باشم از دوستان عزيزم از جمله آقايان حجت ابراهيمي ،حسين تقي زاده ،ميثم جهانشاهي ،ماشااله پورحسيني وديگراني كه به هرطريقي مرا در اطلاع رساني چه در شهداد و چه در كرما ن ياري مي رسانند.و همچنين تقديركنم  ازمطبوعات محلي وسراسري،  وبلاگ هاي خبري استان كرمان ،خبرگزاري ها وعكاسان عزيز و خوانندگان .

 آقاي لطيف كار ما ازجنس گزهاي كويريم همانها كه انبوه انبوه ، شن هاي داغ برسر و رويشان مي بارد اما باز از دل كوير جوانه مي زنند وتسليم كوير نمي شوند. قد مي كشند وحتي كوير راهم متوقف مي كنند. بارها به سراغشان رفته ام- وهمچنين دو تا نخل كه دور از "ده سيف"تا سال گذشته سبز بودند وامسال خشكيدند- تا تجديد قوا كنم وايستادگي بيشتري بياموزم .البته مردم شهدادهم هميشه مرا مورد لطف قرارداده اند.دست يكايك انها را مي بوسم كه عموما چون يك عضو خانواده با حقيربرخورد مي كنند وآنچه را به ديگران نمي توانند بگويند با فرزند كوچكشان درميان مي گذارند .

.۱-ادب واحترام حكم مي كند در اينجا ذكر تشكري از آقاي فتح نجات مدير مسئول كرمان امروز داشته باشم كه از سال  ٧٦ نوشتن براي شهداد را در كرمان امروز با همراهي ايشان شروع كردم ودر همان برهه به  كمك دوست ارجمندم آقاي محمد شادماني براي نخستين بار توزيع وفروش مطبوعات محلي وسراسري در شهداد راه اندازي شد و بعد ها توسط آقاي حجت ابراهيمي جوان ديگر شهداداين كار استمرار پيداكرد

۲--در آن سالها يكي از مسئولان شهدادكه حامي توسعه روزنامه خواني واصولا فضاي باز اجتماعي درشهدادبود آقاي محمدعلي سالاري بود كه با در اختيار قراردادن همان امكانات مختصر بخشداري شهداد از قبيل تلفن وفاكس حتي در ساعات غيراداري واعتماد به  جوانان شهداد به اين روند كمك شاياني نمود.در اين خصوص رييس  آموزش وپرورش شهداد آقاي بيژن سميعي نژاد نيز حمايت هاي زيادي انجام داد وامكان توزيع مطبوعات در تمام مدارس شهداد را فراهم كرد.

۳-اتفاق مهم ديگر كه  در دي ماه ٧٨به وقوع پيوست برگزاري نخستين همايش ملي شناختت  كوير لوت در كرمان وشهدادتوسط استاندداري كرمان با مشاركت دانشگاه شهيدباهنر وادارات دولتي شهدادبود كه با حضور٦٠٠ نفر از ميهمانان همايش وجمعي از مردم منطقه در كوير لوت تا عمق ٨۵كيلومتري پايان يافت وبه واقع مي توان گفت درهاي كوير شهداد وشهر كلوت ها به روي همگان باز شد جايي كه  تا پيش ازآن ذهنييتي هولناك ،مخوف ومنطقه اي سوزان وبرهوت را در اذهان مجسم مي كرد به عنوان يك منطقه گردشگري معرفي شد كه در اين خصوص بايد از تلاشهاي آقايان محمد علي كريمي ،سيدحسين مرعشي ،عباس دعاگويي وفايي (از استانداري )،محمدعلي گلابزاده،محمدعلي سالاري ،رحمان رضايي(شهرداروقت شهداد)،سميعي نژاد (رييس آموزش وپرورش )،رشيدي (شركت تعاوني ۳٨ ) وساير عزيزان تشكر ويژه نمود البته در كنار اين افراد افرادبي شمارديگري  تلاش كردند تا همايش يادشده به بهترين نحو انجام شود .همچنين ارائه ۱٨مقاله به صورت سخنراني در بخش علمي همايش كه حقير نيز يكي از ارائه دهندگان بودم به پايگاه علمي مهمي در كارهاي بعدي  بدل شد .

۴-روز ۲۴ ديماه ٧٨ كه ميهمانان همايش با ده ها دستگاه اتوبوس وخودرو وارد شهداشدند صدها دانش آموز شهدادي با دردست داشتن گل هاي نرگس از آنها استقبال كردند وهزاران نفر از شهداددي ها در صحن امامزاده زيد (ع) در كنار ميهمانان حضور پيداكردند وروزي به يادماندني در تاريخ اين سامان به ثبت رساندند كه تا كنون تكرار نشده است حماسه حضور پرنشاط مردمي كه  داوطلبانه در خيابان ها وامامزاده شهداد از مرد وزن ،كوچك وبزرگ تجمع كرده بودند اشك را در چشمان بسياري از ميهمانان نشاند .اين  همايش را آنقدر مهم واثرگذار مي دانم كه اعتقاددارم تاريخ وروند تحولات اجتماعي شهدادرا مي توان به دوره پيش از همايش كوير وپس ازآن  تقسيم بندي كرد .در اين بخش از كساني كه نام آنها را ازقلم انداختم عذرخواهي مي كنم .

۵-به بحث اطلاع رساني برگرديم در همان سال ٧٨نخستين پيش شماره فصلنامه "نخل شهداد" به مدير مسئولي "سيد صمصام الدين قوام"در شهداد زادگاه خانم افسانه شعبان نژاد ودكتر سيد ابولقاسم پورحسيني (واصل كرماني ) منتشر شد .انتشار اين نشريه باعث شناساييي استعدادهاي ناشناخته بچه هاي شهداد در عرصه نوشتن شد وشهداد به عنوان نخستين بخش ايران صاحب نشريه شد .انتشار اين نشريه دوسه سالي تداوم يافت تا سرانجام مدير مسئول آن ترجيح داد آن را به عنوان نخستين نشريه مديريت اسلامي ايران با همان نام نخل شهداد انتشار دهد .

٦-ماهنامه "آراتا"هم در همين ايام به همت آقاي محمد مومني بخشدار كنوني شهداد وكمك تعدادي از جوانان شهداد منتشر شد انتشار اين نشريه هرچند در قالب چند برگه آ 4  تازده شده صورت مي گرفت اما با استقبال مواجه شد.انتشار " آراتا" دوسه سالي متوقف شد  تا سال گذشته 2 شماره ديگر از آن منتشر شد اما  دوباره انتشار آن متوقف شد .

٧-ماهنامه "ولايت"هم در شهراندوهجرد به همت آقاي حسن مراد ي اندوهجردي واز سوي كانون مسجد جامع اندوهجرد انتشار خود خود را از چهارپنج  سال قبل آغاز كرد وهفته گذشته پنجاه وهفتمين  شماره آن به چاپ رسيد .ماهنامه ولايت از نظم درانتشاربرخورداراست وتا كنون موفق به كسب ۲جايزه از جشنواره مطبوعات تجربي كانون هاي مساجد كشور دربخش سرمقاله وعكس شده است كه با  تبريك مجدد به بچه هاي خوب ا ندوهجرد زادگاه دكتر حسين بهزادي اندوهجردي برايشان آرزوي موفقيت مي نماييم .

٨-نشريه "سرو"هم يكي دو شماره در سيرچ زادگاه هوشنگ مرادي كرماني ه چاپ رسيد اما انتشار آن تداوم نيافت .

۹-در زماني نه چندان دور همزمان نشريه هاي داخلي ولايت ،آراتا ،سرو و  فصلنامه نخل شهداد منتشر مي گرديد وكمتر جايي در كشور در مقام مقايسه از حيث شرايط شهدادبود كه اينچنين باشد جالب است بدانيد كه همه اين تلاشها به همت جمعي از بچه هاي شهداد ،اندوهجر،دوسيرچ وتكاب ،چهارفرسخ و...بدون هيچ پاداش مادي صورت مي گرفت ضمن آنكه روزنامه هاي محلي وسراسري وخبرگزاري هاي ايرنا وايسنا هم اخبارشهدادرا منتشر مي كردند.

۱٠-در تابستان ٧۹بود كه نخستين تشكل غير دولتي جوانان شهدادبه نام "خانه شكوفه هاي انديشه تاسيس شد .اين تشكل نوپا در فضاي فرهنگي ،اجتماعي آن زمان به بهترين نحو ممكن جوانان زيادي را جذ ب كرد و با برگزاري جلسات پرسش وپاسخ با مسئولان شهداد ،كرمان واستان وبرگزاري برنامه هاي مختلف فرهنگي ،آموزشي و....پويايي اجتماعي ونشاط عمومي را در شهدادزنده كرد كه متاسفانه ازچهار سال قبل فعاليت هاي آن دچارركود شد تااينكه مجددا از يكماه قبل با تشكيل شوراي اجرايي جديد كه انتخابات آن با حضور آقاي محمد مومني بخشدارشهداد برگزارشد حيات مجددخود را آغاز كرده است .تاثيرگذاري اين تشكل به حدي بود كه آقاي محمد علي كريمي استانداروقت كرمان در سال ٨۱ در سفر به شهداد جلسه اي اختصاصي با اعضاي اين تشكل برگزار نمود .

۱۱-متاسفانه امروز از آن پويايي ونشاط احتماعي در شهدادخبري نيست ويك افسردگي مزمن وفراگير در شهدادبه چشم مي خورد خشكسالي وزلزله سال ٦٠ يكي از عوامل آن به شمارمي رود اما بايد در اين خصوص از نبود فرصت هاي شغلي ماندگار،وابسته شدن٧۵ درصداهالي به كمك هاي نهادهاي حمايتي ،مهاجرت هاي بي رويه ،انتصاب برخي مسئولان بي مسئوليت در منطقه ،طرد نمودن برخي افراددلسوز به انحا مختلف ودلسردكردن آنان ،محافظ كاري برخي مردم ،در انزواقراردادن منطقه ازلحاظ فرهنگي وبرخوردهاي تسلط مآبانه از سوي برخي افراد با نفوذ ،نبود برنامه جامع توسعه شهري ومنطقه اي ،رها كردن باغداري مركبات  ونخيلات به حال خود ،اعمال سياست ها وبرنامه هاي بدون نظارت دربخش كشاورزي واعطاي وام هاي مختلف بدون نظارت  ،ترساندن مردم به اعتراض ودادخواهي ،موميايي شدن برخي مديران وگسترش دامنه نفوذ ودر اختيارگرفتن نبض شهداد توسط آنان ودوستانشان  ،سكوت بيش ازحداهالي وتوقع معجزه وكار از ديگران داشتن ،جدايي وعدم پيوند اجتماعي بسياري از تحصيلگردگان وشهدادي هاي موثر با شهرشان ،وده ها  دليل ديگر كار را به جايي رسانه است كه شهرشهدادتقريبا از شهدادي ها خالي شده است ،اگر مديري هم به شهدادسفركند يا ديدارهاي مردمي در زمان مطلوب برگزار نمي شود و يا اهالي از عواقب كار، زبان به انتقاد از شرايط موجود باز نمي كنند ويك نوع "رودربايستي "كشنده در جلسات حاكم است .

۱۱-دراين شرايط كه فهرست وار عنوان شد وبه قول يكي از فرهنگيان در شهداد خند يد ن  هم جرم است اگر همين بچه هاي شهداد دستي به قلم نبرند به قول شما شهداد فراموش مي شود واين احساس وطن دوستي ومسئوليت آنها را آرام نمي گذارد هرچند بيشتر مورد انتقاد قرا مي گيرند تا تشويق وبايد از متن تشویق آميز شما  در اين اوضاع مجددا  بسيار تشكر كرد

در پايان از همه عزيزان براي سفر  به شهداد وتماشاي جاذبه اي آن دعوت به عمل  مي آيد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 19:23  توسط عباس تقی زاده  |